عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
771
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
يعنى لعلم ربّى و عجائبه . همانست كه در سورة لقمان گفت : ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ يعنى علم اللَّه و عجائبه . وجه چهارم كلام خلق است بوقت مرگ ايشان ، كلامى كه آدميان نشنوند ، و ذلك فى قوله تعالى : كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها ، و لا يسمعها بنو آدم ، لأنّ الكافر اذا عاين الملائكة آمن و ندم ، و لا ينفعه الايمان و النّدم . رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ - اعراب اين همچنانست كه اعراب وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ ، هر دو منصوباند بنزع حرف خفض ، يعنى اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح و الى رسل . و روا باشد كه نصب آن بفعلى مضمر بود يعنى : و ارسلنا رسلا مبشّرين ، يعنى بالثّواب على الطّاعة ، و منذرين بالعقاب على المعصية . ميگويد : پيغامبران را فرستاديم ببشارت و نذارت ، تا فردا نگويند : ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ ، لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا ، و اين الزام بر معقول خلق است ، كه ايشان چنان دانند كه گرفتن پيش از آگاه كردن بيداد است ، و اللَّه تعالى بر عقول حجّت افكند ، و پيش از آنكه آگاه كرد نگرفت ، گفت : وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا ، جاى ديگر گفت : وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا . و بحقيقت حجّت اللَّه راست پيش از ارسال رسل ، و پس از آن بحجّت آفريدگارى و خداوندى ، كه وى خداوندى است بوجود آرنده از عدم . رهى را از عدم بوجود آرد ، بر آنكه با وى آن كند كه خود خواهد ، كس را با وى در آن سخن نيست . نه وى را خريد ، يا از مالكى يافت ، يا از مورثى ميراث برد كه در آن ملك حكمى را يا شرطى را فرا وى راهى بود . لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ - اين لكن استثنا از آن است كه پيش ازين در قصّهء جهودان گفت : وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ ، بآيات خداى كافر شدند ، لكن خداى گواهى ميدهد به آنچه فرو فرستاد به تو ، يعنى قرآن . و گفتهاند : سبب نزول اين آيت